تبليغاتX
فقط برای علی























فقط برای علی

حكايت عشقي بي قاف بي شين بي نقطه!!!

سوالی که پاسخش برای تو چندان سخت نیست!!!

 

بر می گردی؟؟؟

 

لطفا جواب بدی...

 

بعد از اینکه زری دفتر خاطراتمو برداشت و اسکن کرد و کپی کرد اونم تو فاصله یه حموم رفتن من یقینا یه نسخه هم به علی رسیده دوستانی که دورادور مطالبمو دنبال می کردن و گله می کنن چرا دیگه نمی نویسم بهم حق بدن.

از همه دوستان و نظراتشون ممنون .

هر چی خدا بخواد.سال نو مبارک عزیزان.

تو  هم فدای اون مرامت که منو ساده رها کردی.

 

 

 

تو نیستی
اما من برایت چای می ریزم
دیروز هم
نبودی که برایت بلیط سینما گرفتم
دوست داری بخند
دوست داری گریه کن
و یا دوست داری
مثل آینه مبهوت باش
مبهوت من و دنیای کوچکم
دیگر چه فرق می کند
باشی یا نباشی
من با تو زندگی می کنم

نوشته شده در یکشنبه چهاردهم اسفند 1390ساعت 11:56 قبل از ظهر توسط پرنسس| |

تقصیر آدم ها نیست

 از کودکی

به جدايی ها عادت کرده اند

همان جايی که روی تخته سياه نوشتند:

 خوب ها  /  بدها

نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم بهمن 1390ساعت 10:19 قبل از ظهر توسط پرنسس| |

لطفَــا زیاد دوستم نداشته باشید!

 

از آخریــــــن باری کِه دوستم داشتند

 

تا امروز بسیار سخت گذشت

نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم بهمن 1390ساعت 9:46 قبل از ظهر توسط پرنسس| |

دانلود آهنگمنو ببخش پاشایی
نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم بهمن 1390ساعت 11:58 قبل از ظهر توسط پرنسس| |



همین که میخوام حرفه دلم رو با تو بگم میری

اره میدونم بد بوده کارم اینجوری دلگیری

میشه این دفعه منو تو ببخشی

میشه نگی میخوای ازم جدا شی

میشه ببخشیو بگذری عشقه من

میشه فراموشت بشه گناهم

میشه نگاهم کنی به اشک و آهم

هنوزم از همه بهتری عشق من


***

منو ببخش اگه بچگی کردم

بزار دستتو تو دستای سردم

منو ببخش میدونم اشتباه کردم

منو ببخش اگه از تو بریدم

اگه شکستیو هیچی ندیدم

منو ببخش اگه بازم خطا کردم


***

تو که همیشه سنگه صبوره این دله تنهایی

اگه نباشی دنیا تمومه دیگه چه دنیایی

میدونی چیه دیوونگی بسه

غروره چشممو غمت شکسته

نگاتو برندار از تو نگاهه من!

اگه میشه بزار پیشت بشینم

پشیمونم عزیزه نازنینم

بیا ببخش دوباره این گناهه من




منو ببخش اگه دیوونه بودم

تو که میترسیدی خونه نبودم

اگه تو پاکیو همش گناه کردم

منو ببخش هنوزم اگه میتونی

اگه مثله قدیما مهربونی

منو ببخش عزیزم اشتباه کردم!


منو ببخش اگه از تو بریدم

اگه شکستیو هیچی ندیدم

منو ببخش اگه بازم خطا کردم ...
 
 
اینم آهنگ فوق العاده منو ببخش مرتضی پاشایی
 
 
نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم بهمن 1390ساعت 11:54 قبل از ظهر توسط پرنسس| |

 

 

 

 

 

منو یادت نمی یاد می دونم
تا همین جاشم ازت ممنونم

دیگه حتی نفسم در نمی یاد
کاری جز دعا ازم بر نمی یاد

برو خوش باش برو شیرینم
من به آینده تو خوش بینم

برو که الهی خوشبخت بشی
مثل من درد جدایی نکشی

نوش جونت همه بی کسی هام ، برو خوشبخت بشی
منو ول کردی با دل واپسی هام ، برو خوشبخت بشی

اگه رفتی اگه تنها موندم ، برو خوشبخت بشی
اگه تو خاطره هات جا موندم ، برو خوشبخت بشی

نوش جونم که همش دل تنگم ، نگران من نباش
اگه گریه داره این آهنگم ، نگران من نباش

اگه عمرم داره از کف میره ، نگران من نباش
اگه هر شب نفسم می گیره ، نگران من نباش

کاشکی می شد با دلم می ساختی
تو هنوز دل منو نشناختی

کاش مثل گذشته عاشق بودی
کاش همون آدم سابق بودی

برو خوش باش برو شیرینم
من به آینده تو خوش بینم

برو که الهی خوشبخت بشی
مثل من درد جدایی نکشی

نوش جونت همه بی کسی هام ، برو خوشبخت بشی
منو ول کردی با دل واپسی هام ، برو خوشبخت بشی

اگه رفتی اگه تنها موندم ، برو خوشبخت بشی
اگه تو خاطره هات جا موندم ، برو خوشبخت بشی

نوش جونم که همش دل تنگم ، نگران من نباش
اگه گریه داره این آهنگم ، نگران من نباش

اگه عمرم داره از کف میره ، نگران من نباش
اگه هر شب نفسم می گیره ، نگران من نباش . . .

 

آهنگ فوق العاده ای که هر وقت خونه باشمو درس نداشته باشم گوش میدم.

برای دانلود اینجا کلیک کنید.لینک اصلاح شد

اگه برای دانلود مشکلی پیش اومد قسمت نظرات بگید تا اصلاحش کنم.

نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم بهمن 1390ساعت 11:48 قبل از ظهر توسط پرنسس| |

 
خیلی سختــــه با " بُغض " بنویســــی , با " خـــنده " بخونه...
نوشته شده در سه شنبه هجدهم بهمن 1390ساعت 7:2 بعد از ظهر توسط پرنسس| |

آرامتر سکوت کن

عزیزم....

صدای بی تفاوتی هایت

 آزارم میدهد - .

نوشته شده در سه شنبه هجدهم بهمن 1390ساعت 7:0 بعد از ظهر توسط پرنسس| |

ظاهر ِ خندانم گول تان نزند !  درونم شکسته و مشوّش است ...  گفتم که بدانید !!
نوشته شده در سه شنبه هجدهم بهمن 1390ساعت 6:58 بعد از ظهر توسط پرنسس| |

چیزی شبیه به معجزه است           وقتی هرشب به خیر می گذرد            

 

      بی آنكه كسی به تو بگوید  «شب بخیر»

نوشته شده در سه شنبه هجدهم بهمن 1390ساعت 6:58 بعد از ظهر توسط پرنسس| |

به خواب هایم

 سرك نكش ...  

وقتی در لحظات بیداری ام

 حضور نداری !

نوشته شده در سه شنبه هجدهم بهمن 1390ساعت 6:55 بعد از ظهر توسط پرنسس| |

دلم رقص نمیخواهد . . .  هـــــی دنیـــــــا! تمامش کـــــــن . . . وگرنه سازت را میشکنم این بار !
نوشته شده در سه شنبه هجدهم بهمن 1390ساعت 6:54 بعد از ظهر توسط پرنسس| |

عحیب است دریا!!!!!!!!!!!! همین که غرقش میشوی پس میدهد تو را......
نوشته شده در سه شنبه هجدهم بهمن 1390ساعت 6:53 بعد از ظهر توسط پرنسس| |

در خیال من بمان ، اما خودت برو ! آن که در رویای من است ، مرا دوست دارد نه تو ... !!!
نوشته شده در سه شنبه هجدهم بهمن 1390ساعت 6:50 بعد از ظهر توسط پرنسس| |

وقتی... دلتنگ تو میشوم...  وقتی... عطر تنت را می خواهم...  من به باد هم... التماس میکنم...  خدا که جای خود دارد...
نوشته شده در سه شنبه هجدهم بهمن 1390ساعت 6:40 بعد از ظهر توسط پرنسس| |

من سال ها شبیه کسی بوده ام که نیست/

من زیر دست و پای خودم هم لگد شدم

نوشته شده در سه شنبه هجدهم بهمن 1390ساعت 6:39 بعد از ظهر توسط پرنسس| |

من چشمهایـــم را بستم و تو قایــم شدی ...  

 من هنـــوز روزها را می شــمارم!

و تـــو پیدا نمیشوی !..

یا من بازی را بلــد نیستم !

یا تو جرزدی

نوشته شده در سه شنبه هجدهم بهمن 1390ساعت 6:37 بعد از ظهر توسط پرنسس| |

خواستی دیگر نباشی...

آفرین...

چه با اراده!...

و لعنت به دبستانی که تو از

درس هایش...

فقط تصمیم کبری را

 آموختی!!..

نوشته شده در سه شنبه هجدهم بهمن 1390ساعت 6:35 بعد از ظهر توسط پرنسس| |

 من غم برای خوردن بسیار دارم  تو دیگر برایم لقمه نگیر...!
نوشته شده در سه شنبه هجدهم بهمن 1390ساعت 6:33 بعد از ظهر توسط پرنسس| |

رد پاهایم را پاک می کنم  

به  کسی نگویید 

 من  روزی در این دنیا بودم. 

 خدایا  

می شود استعـــــفا دهم؟!  کم  آورده ام

نوشته شده در سه شنبه هجدهم بهمن 1390ساعت 6:31 بعد از ظهر توسط پرنسس| |

کمبود خواب 

 با یک روز مرخصی حل میشود ...     کمبود وقت 

 با مدیریت زمان ...    

 سایر کمبود ها نیز علاجی دارند .    

 با کمبود دستهایت چه کنم ؟

نوشته شده در سه شنبه هجدهم بهمن 1390ساعت 6:29 بعد از ظهر توسط پرنسس| |

دستانم را محکم تر بگیر ...

من هنوز نمی خواهم

تو را به دست خاطرات لعنتی بسپارم

نوشته شده در سه شنبه هجدهم بهمن 1390ساعت 6:29 بعد از ظهر توسط پرنسس| |

من آن " به جهنم گفتن " قهرآلودت را

    از این " شاد و خوشبخت باشی" الکی ات   

 

 دوست تر دارم  

نوشته شده در سه شنبه هجدهم بهمن 1390ساعت 6:28 بعد از ظهر توسط پرنسس| |

از عشق های این روزا...  

داستانی به بلندای شنگول و منگول هم

نمیتوان نوشت...  

چه برسد به شیرین و فرهاد!!!

نوشته شده در سه شنبه هجدهم بهمن 1390ساعت 6:26 بعد از ظهر توسط پرنسس| |

ما به دنیا آمدیم اما................... دنیا به ما نیامد
نوشته شده در سه شنبه هجدهم بهمن 1390ساعت 6:25 بعد از ظهر توسط پرنسس| |

هر چه بر من گذشت حقم بود من از این بیشتر سزاوارم. تو گناهی نداری ای زیبا ...

 

 

مرگ بر من كه دوستت دارم

نوشته شده در سه شنبه هجدهم بهمن 1390ساعت 6:22 بعد از ظهر توسط پرنسس| |

پُر از حرفم ولی حرفی ندارم ...
نوشته شده در سه شنبه هجدهم بهمن 1390ساعت 6:20 بعد از ظهر توسط پرنسس| |

برای تو .. برای چشمهایت !.. برای من .. برای دردهایم !.. برای ما ..

برای این همه تنهایی ...

 ای کاش خــــــــــــدا کاری بکند !!

نوشته شده در سه شنبه هجدهم بهمن 1390ساعت 6:19 بعد از ظهر توسط پرنسس| |

برایم نماز باران بخوان...این بغض لعنتی؛امانم را بریده است....

*******************************************

اینجا زمین است رسم آدم هایش عجیب است! اینجا گم که مى شوى به جاى اینکه دنبالت بگردند فراموشت مى کنند

************************************

دفتر خاطرات به چه کارم می آید؟  وقتی که شب ها به این امید می خوابم که فردا ، امروزم یادم نباشد

******************************************۸۸

نوشته شده در سه شنبه هجدهم بهمن 1390ساعت 6:15 بعد از ظهر توسط پرنسس| |

تنها، سر مزار ِ خودم گریه  مــــﮯ کنمــــــ..


دارم به حال زار ِ خودم گریه  مــــﮯ کنمـــــــ..


از ساعت دوازده شب نشسته امــــــ.. -


تا ساعت چهارِ ِ خودم گریه   مــــﮯ کنمـــــــ..


تکرار میکنـﮯ که نمیخواهـﮯ ام ، وَ باز -


-دارم به انتظار خودم گریه   مــــﮯ کنمـــــــ..!!!


از دید تو حماقت محض است کار منـــــــ..!


من هم فقط به کار خودم گریه   مــــﮯ کنمـــــــ..


گفتم چقدر دوس. نوشتـﮯ که صبر...نه!


بر طاقت ندار ِ خودم گریه   مــــﮯ کنمـــــــ..!!


رنگین کمان خاطره باران هفت شهر


بر این خزانبهار ِ! خودم گریه   مــــﮯ کنمـــــــ..


از ابتدای قصّه ـﮯ عشقم کنارمـﮯ

 

حالا به حکم دار خودم گریه   مــــﮯ کنمـــــــ..

 

در جزر و مد عشق تو در گِل نشسته امـــــــ..

 

تنها سر مزار خودم گریه  مــــﮯ کنمـــــــ..!

 



نوشته شده در سه شنبه هجدهم بهمن 1390ساعت 6:6 بعد از ظهر توسط پرنسس| |


آخرين مطالب
» چقد منتظر شم تا شاید از این عشق سراغی بگیری؟ کجا؟کِی؟کدوم وقت؟منو با تمام دلت می پذیری؟
» من :بد/تو:خوب اگه من خیلی بدم حرفی نیس!تو به اندازه کافی خوبی
» لطفا دوستم نداشته باشید...
» منو ببخش
» منوببخش...
» برو خوشبخت بشی...
»
»
»
»

Design By : behnam.com